«هنرمند به دليل هنرمند بودن هيچ امتيازي بر ديگران ندارد. او هميشه در برابر خلق خدا بايد خاضع و فروتن باشد، اما با صلابت و جدي مدافع هنر...»جمله فوق یکی از تکه کلام‌های مردی بود که از او به عنوان آخرین بازمانده مکتب نقاشی کمال‌الملک در ایران نام برده می‌شد. مکتبی که جایگاه ویژه‌ای در هنر نگارگری ایران دارد و بر این اساس گوینده این سخن نیز باید دارای حرمت فراوان باشند که به واقع در بین اهل هنر نیز این گونه بود و همگان او را یکی از ده نقاش برتر ایرانی معاصر می شناختند اما این یک بحث درون گروهی بود و مردم عادی و حتی نخبگان سایر علوم  یا اسم  مرحوم قدیر صباغیان شاگرد خلف این مکتب هنری کمال‌الملک  را تا چند روز پیش که به ناگاه از بین ما رخت برکشید نشنیده بودند.شنیدنی که بی شک تنها آه و حسرت خاصه برای اهالی هنر نقاشی و به ویژه مردمان دیار توس به عنوان زادگاه این بزرگ‌مرد به دنبال داشت. حسرت از اینکه مردی که به معنای واقعی کلمه اسوه یک هنرمند متعهد بود به نحوی که  با وجود مقام استادی و سطح بالای آثارش، همواره برای بهترشدن تلاش می‌کرد و هر لحظه آماده آموختن مطلبی جدید  حتی از  کودکان بود در حالی عصر دوشنبه، بیست و هشتم بهمن1392به دیدار محبوب رفت که و با رفتنش رنگ سیاه را بر جامه اهل نقاشی پاشید که حتی برای اهل معنا نیز ناشناخته بود. او که به واسطه علاقه عجیبش به نقاشی در کودکی و دیدگاه خاص عموم مردم و در نتیجه والدینش نسبت به این امر باعث شد تا با فتوای شرعی یکی از بزرگان حوزه مشهد مبنی بر اینکه هنر نقاشی او بهتر از  حرف‌زدن در مردم تاثیر دارد ، شرایط کار برای سایر علاقه مندان به این هنر فراهم شود علاوه بر استاد مسلم نقاشی بودن استاد اخلاق نیز بود و حرمت قلم مو و بوم را رعایت می‌کرد.همچنین همواره به هنگام ارائه درس نقاشی به بیان نکات اخلاقی نیز می پرداخت و معتقد بود که تواضع و فروتنی مهم‌ترین خصلتی است که باید یک هنرمند داشته باشد. دقت در انجام کار و پرهیز از عجله در خلق یک تابلوی نقاشی نیز از اصول کاری این اسوه هنر نقاشی محسوب می شد زیرا معتقد بود که آنچه جلب توجه می کند پیام اثر هنری است نه زمانی که برای آن صرف شده است پس باید این پیام را به بهترین نحو ممکن ارائه داد هرچند زمانی بسیار طولانی برای تکمیل آن صرف شود.شاید به دلیل همین ظرافت‌های اخلاقی آخرین پرواز  قدیر صباغیان که  خادم افتخاری امام رضا(ع) بودن را برترین موهبت الهی به خود می‌دانست نیز  در حالتی جالب رخ داد. او درست زمانی به سوی معبود پر گشود که در حال اتمام پرتره  پزشک مردمی برجسته خراسان مرحوم دکتر شیخ بود و این یعنی با حسین خان شیخ برترین شاگرد کمال الملک به عالم  نقاشی پا گذاشتن و با دکتر مرتضی شیخ محبوب ترین پزشک معاصر خراسان از آن جدا شدن. یادش گرامی.

*این یادداشت در صفحه آخر روزنامه تهران امروز اول اسفند منتشر شد.