پیروی از فرهنگ نیاکان راهی برای حل مشکلات در سال جدید
سال 95 هم با تمام خوبی ها و بدی هایش روزهای آخر را طی می کند و ما در آستانه سال نو هستیم. سال نویی که هر چند بهانه آغاز آن پایان فصل سیاه زمستان و آغاز فصل سبز بهار بر اثر تغییرات آب و هوایی است اما به واقع میتواند پایان فصل سیاهی در تمام ارکان زندگی افراد و آغاز سبزی در زندگی فردی و اجتماعی یکایک مردم ایران زمین باشد. آغازی که البته خواستن فرد فرد ما را می طلبد. خواستنی که بیش از اینکه سیاسی یا اجتماعی و یا حتی مادی باشد، فرهنگی است.لابد می پرسید وقتی همه چیز زندگی را پول و سیاست تعیین می کند پس چه جای فرهنگ و چرا فرهنگ باید حرف آخر را بزند؟
پاسخ ساده است زیرا اگر فرهنگ غنی باشد دیگر چیزهای کوچک در زندگی انسان تاثیر بزرگی نمی گذارد. به عبارت دیگر این داشتن یا نداشتن فرهنگ است که تعیین کننده جایگاه انسان در سطح خانواده، جامعه و صد البته نزد خود است.چه بسیار انسان های ثروتمند یا سیاستمداری که به دلیل نداشتن چارچوب فرهنگی مناسب نه تنها خود به بیراهه رفته بلکه بسیاری را هم به بیراهه بردند و چه بسیار انسان های فرهنگی که با گسترش روحیه ومنش خود در جامعه نه تنها سطح فرهنگ را بهبود بخشیدند بلکه انسان های فرهنگی و سیاسی و اقتصادی بسیاری در سایه ایشان رشد کرده و بلوغ رسیدند.
و اما چگونه از منظر فرهنگی در آغاز سال جدید، نو شویم. پاسخ این سوالم زیاد سخت نیست و تنها اندکی تامل می خواهد. تامل در زندگی نیاکان و پیشینیان و نگاه به آنچه آنان انجام می دادند تا سال تازه شان به از سال گذشته شروع شده و ادامه یابد. نخستین گام در این راه که پیشینیان بدان اعتقاد کامل داشتند و در انجام آن اصرار می ورزیدند، همانا کنار گذاشتن کدورت های قدیمی بود. آنان درست به مانند پاکسازی خانه از مواد دور ریختنی در روزهای قبل از تحویل سال ،اقدام به پاک سازی دل و روح خود از هرچه تلخکامی و بدعهدی و ناراحتی از دوستان و آشنایان و حتی بیگانگان کرده و بدین گونه تلاش داشتند تا سالی شاد و به دور از غم و غصه را شروع کنند. امری که اگر اکنون نیز رخ دهد، بسیاری از حواشی زندگیهای امروزین از بین خواهد رفت.
دگر رخداد بزرگی که اهل فرهنگ ودانش مشهد و اغلب شهرهای دارای امامزاده یا بزرگ واجب التعظیم خراسان در این دوران بدان پایبند بودند، زیارت حضرت ثامن الحجج(ع) و یا آن بزرگوار دارای کرامت در لحظات سال تحویل و یا نخستین فرصت به دست آمده در اولین روز سال جدید بود. اقدامی که تجدید عهدی با ریشههای دینی و فرهنگ مذهبی فرد محسوب می شد و تلاشی بود برای استعانت و یاری گرفتن از آن بزرگ برای آغاز خوب و نکوی سال جدید. و این درست همان واقعیتی است که اگر دوباره پررنگ شود بیشک بخشی دیگر از منیت های ما از بین رفته و روزگار بهتری را در سال جدید خواهیم داشت.
و اما سومین حرکت بزرگ فرهنگی که پیشینیان در نخستین روزهای سال جدید انجام آن را فریضه می دانستند،تجدید عهد با درگذشتگان بود. ایشان با رفتن به آرامستان ها و زیارت قبور درگذشتگان در نخستین روزهای سال جدید به خود سرنوشت محتوم خویش را یادآور می شدند و بدین گونه ضمن تجدید پیمان با بزرگان خانواده فامیل برای ادامه راه و طریقت نکوی آنان،به خود نیز نهیب میزدند که از منظر اقتصادی یا سیاسی یا اجتماعی هرکه و هرچه باشند،عاقبتشان یکی است، پس چه بهتر به گونه ای عمل کنند که نام نیکی از آنان به یادگار بماند نه ثروتی انبوه یا عنوانی پر طمطراق.و باز هم این حرکت فرهنگی اگر الگوی من و شما شود ،می تواند سال مان را سبز زیبا و دلنشین کند.
و دگر حرکت زیبای فرهنگی بزرگان ایران زمین درگذشته که البته هنوز هم بسیار رعایت می شود هرچند گرفتار برخی تجملات شده همانا دید و بازدید و نوروزی و تجدید دیدار با آشنایان است. اقدامی که البته در گذشته تنها براساس رعایت بزرگی و کوچکی و در کنار آن سلسله مراتب فرهنگی بود اما متاسفانه در سال های اخیر به سلسله مراتب اقتصادی تغییر معیار پیدا کرده است. امری که باید هرچه زودتر جلوی آن را گرفت زیرا که در صورت گسترش این حرکت فرهنگی خود به اقدامی ضد فرهنگی تبدیل می شود . به عبارت بهتر انجام دید و بازدیدهای نوروزی وقتی ثمر خواهد داد که با نیت دوستی و همدلی و احترام به بزرگتر و آموختن از وی باشد نه تلاش برای کسب منافع اقتصادی و یا به رخ کشیدن جایگاه مادی و سیاسی خود.
کوتاه سخن آنکه ،هرچه درباره اقدامات زیبا و پرمغز فرهنگی نیاکان در روزهای نخستین سال برای نکو شدن روزگار خود و دیگران بگوییم کم گفتهایم. اقداماتی که انجام درست و صحیح آنها نه تنها باعث بهبود سطح فرهنگی خود و جامعه می شود بلکه در دل خود بسیاری از مشکلات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی را هم به مرور زمان حل خواهد کرد زیرا که این مشکلات حاصل دور شدن از فرهنگ است و لاغیر. پس به امید سالی که فرهنگ بر سیاست و اقتصاد در نزد فرد فرد ما مقدم باشد. سال نوتان سبز باد. یاحق
*نوشتار من برای ویژه نامه نوروزی روزنامه اتفاقیه
زاده چهارباغ مشهد،محله ای با تاریخی بلند اما درآستانه فراموشیم.در علامه روزنامه نگاری را مشق کردم ودر بهشتی با ایرانشناسی آشنا شدم.سال های سال در شهر دود تهران در حوزه های سیاسی ،اجتماعی نوشتم واکنون چندسالی است که به زادگاهم برگشته ام و سعی دارم در آش حفظ فرهنگ نیاکان نخودی انداخته ود ر حد توان از نابودی فرهنگ گذشته جلوگیری کنم.همین.